ماجرای5 فیلم تقریبا روز سینمای شهرستان ها در یک DVD به قيمت 2000 تومان !
داستان باشگاه رفتن خودم و دوستمو اینجا تعریف نکنم بهتره چون یه قضیه مفصله که بعد براتون می نویسمش.اما یه روز بعد از همون باشگاهی که می رفتیم با دوستم داشتیم بر می گشتیم.کلا ما همیشه تو راه که می اومدیم ویترین مغازه ها رو نگاه می کردیم.(البته بیشتر مانتو فروشی!)دو سه دیقه ای هم دم دکه ی مجله فروشی وایمیستادیم بعضی وقتا کلا بی خیال باشگاه میشدیم و راهمونو کج می کردیم می رفتیم انواع و اقسام مغازه ها رو سر میزدیم و خلاصه خیابون متر میکردیم!eee نمیدونم چرا انقدر فعل گذشته به کار میبرم!خوبه کار هر روزمونه! ok از این به بعد درستش می کنم.هیچ چی داشتم می گفتم با 2تا از دوستام خیلی از این کارا می کنیم.فکر کن بعد از این همه درس خوندن(بازم میگم این حرفای منو زیاد جدی نگیر!)این چیزا واسمون آرزو شده...یه روز در حین همین کارای روزمره و پیش پا افتاده و ایضا در همون مسیر اصلی مون کنار همون مجله فروشی یه CD فروش بساط پهن کرده بود من کلا وسایل دست فروشا رو نگاه نمیکنم اما بساط CD همیشه توجهمو جلب میکنه اون روزم نتونستم طاقت بیارم البته درست ترش اینه که من اصلا اون روز از اول توجهم بهش جلب نشده بود دوستم گفت:eee درباره الی!...دست فروشه هم که انگار منتظر همین بود سریع با یه لحن پیروزمندانه ای گفت:بععععله...(البته یه پرانتز اینجا نیازه که بگم قائمشهر 2 تا سینما داشت که هر 2 رو به رحمت ایزدی پیوندوندن !البته یکیش تا همین 5،6 سال پیش!!سر پا بود که ااونم خدارو شکر درشو تخته کردن خیال همه رو هم راحت کردن که یعنی دونه دونه خانه های فساد و فتنه شهرمون رو دارن فرت میکنن!درباره خانه فسادم حتما بعدا یه مطلب مینوسم همچین حال کنین!چند سال قبلم که دکترتون تشریف آوردن جوونا خوب خواستن سینماها دوباره باز شن یا دستور ساخت سینما داده شه که دکتر جون گفتن یه نماشو ما میسازیم ،29 تاشو شما.ولی ما خوب براتون ورزشگاه میسازیم یکی واسه آقا پسرای غیور،یکی هم واسه دختر خانومای مومن!که کلا یعنی فرت.البته الآن دارن یه مجتمع تجاری*میسازن که قراره توش 2 تا سینما و ایضا شهر بازی درست و حسابی ساخته شه که فکر میکنم نتیجه یا ندیده ی من بتونن بچه هاشونو ببرن توش بازی کنن.بچه های شهر ما هم دلشون به سینماهای ساری و بابل خوشه که اونم دری به تخته ای بخوره سالی یه بار دسته جمعی پاشن برن، اونوقت هی میگن چرا شما همتون دلتون میخواد تهران قبول شین؟شمال به این خوبی.خوب مشکلاتمونو نمیدونین خوب.)بی خیال...کجا بودیم فروشنده گفت بعله...بعد گفتش که درباره الی،سوپر استار و ساپورت و ...که سوپر استارو ساپورت هم ممنوع شدن ما هم گفتیم نه سانسور داره ولش کن همون میریم سینما میبینیم درباره الی حیفه آدم اینطوری ببینه.بعد طرف گفت اتفاقا سانسور نداره و فلان و این حرفا فیلمی 400 درمیومد ما هم که میخواستیم 2 تایی بخریم میشد فیلمی200!بعد یه DVD بهمون داد که توش 5 تا فیلم بود 2000تومن ماهم نفری 1000 دادیم.انقدر ناراحت بودیم،وجدان درد گرفتیم چهره ی حمید فرخ نژاد یادم میومد می گفت فیلم قاچاق نخرین و خانواده ای رو از نگرانی نجات بدین...!(فقط همین یادم میومد چون کلیشه ای نگفته بود)بعدشم هی می گفتیم حالا همین یه بار اشکال نداره ما بخریم به جایی بر نمیخوره.دوستم پرسید اگه خراب بود چی ؟طرف گفت :من همینجائه بساطم.DVD رو دوستم برد گذاشت.رسیدم خونه زنگید گفت نمیخونه.گفتم تو کامپیوتر حتما میخونه چون DVDROM نداشت قرار شد DVD رو بده به من ببینم و براش رایت کنم.چند روز بعد با یکی دیگه از دوستام رفتیم بیرون گفت که برادرش یه DVD خریده توش 5 تا فیلم درباره الی والخ DVD خام بوده!می گفت خوب شد CDخام نبود باز DVD یه چیزی!یه دفعه گفتم ای دل غافل خام بوده؟!و گفت که این بلا سر پسر خاله شم اومده و طرفم همیشه جاشو تغییر میده...فقط اگه گیرش بیارم معلوم نیست چند تا از این 2000 تومن ها انداخته بالا.دوستان اگه چنین فردی رو دیدین حواستون جمع به ما هم خبربدین شاید گیرش آوردیم!یاد یه دیالوگ خیلی خز در سریال رستگاران افتادم که کیانوش به شایسته می گفت:تو مملکت ما بی قانونی جایی نداره دایی!!پیداش کنیم طرفو بدیمش دست قانون!آقا بی خیال دیگه CD& DVD قاچاق نخرین.اینه آخر و عاقبتش.خدا هم بدجوری تنبیه میکنه ها!OK من دیگه نمی خرم خدا جون.
*مطلب اولیه من تا همینجا بود.بعد بردمش واسه مامانم خوندمش،گفتش اون مجتمع تجاری هه که قرار بوده توش سینما بسازن درش تخته شده پس بچه ی ندیده من که هیچ!ندیده ندیده ندیده منم...
